1.جسمي به ما عطا خواهد شد.

ممكن است ما اين جسم را دوست بداريم و يا اينكه از ان متنفر باشيم،در هر حال اين جسم در طول زندگي لحظه به لحظه با ما و همراه ما خواهد بود.

2.ما درس خواهيم اموخت.

ما به صورت تمام وقت در مدرسه اي به نام زندگي ثبت نام كرده ايم و تمام روز براي درس خواندن فرصت داريم.ممكن است از اين دروس خوشمان بيايد و يا اينكه تصور كنيم اين دروس بي ربط و احمقانه اند.

3.اشتباهي در ميان نيست،همه درس هستند.

رشد،و يا به عبارتي،تجربه،مرحله اي از مراحل ازمون و خطاست.تجارب"ردي" در تكوين مراحل زندگي به اندازه همان تجاربي كه نهايتا مورد"قبول" واقع مي شوند،موثرند.

4.درس تا زماني كه اموخته نشده،تكرار مي شود.

درس در اشكال مختلف به ما ارايه مي شود تا موقعي كه از برمان شود.وقتي كه ان را اموختيم،اجازه داريم تا به درس بعدي بپردازيم.

5.اموختن دروس را پاياني نيست.

هيچ نكته اي از زندگي نيست كه درس مربوط به خود را نداشته باشد.تا زماني كه زنده ايم درسي براي اموختن وجود دارد.

6."انجا" بهتر از "اينجا" نيست.

وقتي "انجا" ي ما تبديل به"اينجا" شد،باز"انجا" ي ديگري هست كه از"اينجا" ي ما بهتر مي نمايد.

7.ديگران اينه اي تمام نما از خودمان هستند.

ما نمي توانيم چيزي را در شخص ديگري دوست داشته باشيم و يا اينكه از ان متنفر باشيم،مگر انكه ان چيز منعكس كننده چيزي باشد كه مادر درونمان ان را دوست مي داريم و يا از ان متنفريم.

8.هر انچه كه از زندگي مي سازيم به خود ما بستگي دارد.

ما همه ابزارها ومنابع مورد نياز خود را داريم.هر كاري كه با انها بكنيم بستگي به خود ما دارد.انتخاب با ماست.

9.پاسخ هاي ما در درون ما نهفته است.

پاسخ به سوالات زندگي در درون ما نهفته است.تنها كاري كه بايد بكنيم عبارت است از نگريستن،گوش كردن و اعتماد كردن.

10.ما همه اين مطالب را به فراموشي خواهيم سپرد.